باید که لهجه ی کهنم را عوض کنم
باید که لهجه ی کهنم را عوض کنم
این حرف مانده در دهنم را عوض کنم
یک شمع تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم
هرشب میان مقبره ها راه میروم
شایدهوای زیستنم را عوض کنم
بردارشعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم
بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم
منکه هنوز خسته ی باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
(ع_داوودی)
این حرف مانده در دهنم را عوض کنم
یک شمع تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم
هرشب میان مقبره ها راه میروم
شایدهوای زیستنم را عوض کنم
بردارشعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم
بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم
منکه هنوز خسته ی باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
(ع_داوودی)
- ۹۳۷
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط