حوصلم سر رفت گفتم پارت هم بزارم

حوصلم سر رفت گفتم پارت ۲ هم بزارم

ویو کوک
رسیدیم عمارت یوجین براید استایل بغل کردم بردم تو اتاق خودم چون نصفه شب بود وقت خواب بود لباسمو کندم (منحرف نشید فقط تیشرتشو کند) یوجین بغل کردم سرمو فرو بردم تو گردنش خوابیدم

ویو یوجین
از خواب بیدار شدم دیدم تو یه جای ناشناسم دورو برمو نگاه کردم دیدم یه مرد خوشتیپ جذاب با پرسینگ خوابیده حوصله نداشتم برام مهم نبود کجام یه کشیده خوابوندم تو گوشش(تو گوه میخوری)
از خواب پرید خونسرد بیخیال گفتم تو کی هستی چرا منو دزدیدی

ویو کوک
با سوزش ریز صورتم از خواب پریدم دیدم فرشته کوچولوم بالا سرمه متوجه شدم اون زده تو گوشم گفت تو کی هستی چرا منو دزدیدی از قیافش تعجب کردم هرکی بود الان میترسید ولی اون کاملا خونسرد بالا سرم بود گفتم


_من تورو تو کافه دیدم ازت خوشم اومده برای همین دزدیدمت از این به بعد مال منی فرشته کوچولو

+اها چه جالب باشه مشکلی نیست فقط با من تو این خونه بمونی افسردگی میگیری


_چرا مگه


+چون من هم افسردگی دارم هم درونگرام هم دوست پسرم تازگیا بهم خیانت کرده حالم بده

_مشکلی نیست من حالتو خوب میکنم فرشته کوچولو

+خوددانی الانم بریم غذا بخوریم من گشنمه


_چشم فرشته کوچولو


+افرینن


ویو نویسنده
خا د صبونه خوردن رفتن پا تلویزیون فیلم دیدن که کوک خاست یه چی بگه که

ادامه دارد.............

اناناس رکب خوردی کیومرث بمون تا پارت بعدی که فرداس
دیدگاه ها (۰)

فالوش کنید

فالو کنید سیسیمو

پارت سیزده) ناگهان آب لیوان روم خالی شد و فرار کرد و از شد...

my exp.11ا.ت ویو..............ازش متنفرمممممممممم_فلش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط