حضـــور هـــیچ کــس
حضـــور هـــیچ کــس
آنقدر مـــلایم نـــبود که
آرامش را
عشق را
به من نـــشان دهد
و من می خواســتم از مــرز بـــودن بگـــذرم
تا به ســـرزمین رویـــا بـرسم
جایی که بتـــوانم
رشــته ها را با هــم پیـــوند دهم
تصــویرها را درهـم آمـــیزم
آســمان را به رنــگ دلخـــواه در بیاورم
خورشــید و مــاه را یـکــجا بـکشم
باغ های بیــکران و دشــت های وسیع
خلق کنم که مناسب باشند
برای پـــــرواز
برای عــاشقی...
من از بیــداری
از بــــودن
از زنـــدگی
نفــــرت داشتم
چـــون آرامـــش نـــداشت
آرامـــش را دوســت داشتم
امــا حـــیف
در دور دسـت ها بود
در دور دست هاست..
آنقدر مـــلایم نـــبود که
آرامش را
عشق را
به من نـــشان دهد
و من می خواســتم از مــرز بـــودن بگـــذرم
تا به ســـرزمین رویـــا بـرسم
جایی که بتـــوانم
رشــته ها را با هــم پیـــوند دهم
تصــویرها را درهـم آمـــیزم
آســمان را به رنــگ دلخـــواه در بیاورم
خورشــید و مــاه را یـکــجا بـکشم
باغ های بیــکران و دشــت های وسیع
خلق کنم که مناسب باشند
برای پـــــرواز
برای عــاشقی...
من از بیــداری
از بــــودن
از زنـــدگی
نفــــرت داشتم
چـــون آرامـــش نـــداشت
آرامـــش را دوســت داشتم
امــا حـــیف
در دور دسـت ها بود
در دور دست هاست..
- ۳۱۵
- ۱۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط