این منِ سرگشته دارد آرزوی دیدنت

این منِ سرگشته دارد آرزوی دیدنت
بی قرارم کرده ای بانو ، تو با خندیدنت
چشم هایم حسرت ِ بوسیدنت دارند هنوز
می رسد پایان غمِ عشق و غم بوسیدنت
کرده ای افسار دل را میدَوم اندر پی ات
حالِ دل را خوب کن با عاشقی پرسیدنت
از شمیمِ عطر خوشبوی تو ،دل ویران شود
ای گلِ رقصان ، منم مشتاق ، در بوئیدنت
ماه شب های منی هنگام تنهایی و غم
می شود دل روشن از زیباییِ تابیدنت
دیدگاه ها (۳)

گرچه به شب رسیده ام با تو سفر نمی کنمزخمِ دگر نمی خرم ، م...

‍ مقدور هست درد دلی با شما کـــــــنم ؟ یا گاه نام کــــــ...

در این برزخ زدم خود را به خواب آهسته آهستهتمام لحظه هایم شد ...

کاش یک دم، در سـر کـوی تـو مـنزل داشــتم،در مـیان گلـــشن تـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط