و با دیدن یه پای مردانه همه چیز رو حل کردم
𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁵
و با دیدن یه پای مردانه همه چیز رو حل کردم...
یه لحظه در با شدت باز شد
خیلی محکم به دیوار کناری در برخوردم
وای کمرم شکست..
با صدای قفل شدن در به خودم اومدم و سرمو بلند کردم
و بله ....
دوباره این مرتیکه . . .
ایندفعه واقعا نکشتم .... 😑
جونگ کوک : تو نمی خوای با مردی به این جذابی ازدواج کنی ؟
کاترینا : هر مردی لیاقت منو نداره ... مثلاً تو
برو اون ور
هولش دادم
ولی عوض اینکه بره کنار بیشتر خودشو بهم چسب......وند
کاترینا : چی..... چیکار میکنی ؟
جونگ کوک : هیچی فقط دارم با زن ایندم حال میکنم
بعد سرشو به گردنم نزدیک کرد
با این کارش جیغی زدم
ولی با قرار گرفتن ل../////بش روی ل...//بم جیغم خفه شد
چشمام از کاسه در میومد ...
این مرتیکه وحشی چشه ؟؟!
همینجوری وایستاده بود
دستمو روی سی........نه اش گذاشتم و هولش دادم ولی یک میلی متر تکون نخورد
آروم ل.....// .... بش رو از رو لبم برداشت
منم دستمو روی گردنم گذاشتم و سرفه کردم
کاترینا : دیوونه ای ؟! ... داشتی خفم میکردی عوضی ...
پشت دستشو بهم نشون داد و با نیشخندی که اعصابمو خط خطی میکرد نگاهم کرد
جونگ کوک : دیگه مال منی
به دستش نگاه کردم و با انگشتری که توی دستش بود ، به پشت دست چپم نگاه کردم...
این کارو کرد تا انگشتر رو دستم کنه ؟!!!!!!!!!!!!!!
کاترینا : امکان نداره ... ( زمزمه )
حس کردم سردردم شدت گرفت
چشمام سیاهی رفت
یه لحظه زیر پام خالی شد ...
( ویو جونگ کوک )
انگار زیاد شک شد
یه لحظه افتاد روی زمین
ولی سریع گرفتمش و بلندش کردم
خیلی سبک بود
آروم گذاشتمش روی تخت
نمی دونستم من چمه ؟؟!
چند ثانیه پیش که ب.............وسیدمش اصلا دست خودم نبود و خیلی یهویی به ذهنم رسید
فکر میکنم کاترینا از هر نظر فرق میکنه
کاترینا زمین تا آسمون با لیدیا فرق میکنه
از هر نظر ...
طرز لباس پوشیدن...
طرز حرف زدن ...
طرز برخورد ..
یادم میاد وقتی بو....//.....سیدمش باهام همراهی نکرد و حتی ردم کرد
ولی وقتی اولین بو......//.... سم رو با لیدیا کردم مثل ه................رزه های ماهر همراهیم کرد
و منم مثل اسکل ها عاشقش شدم
ولی.... کاترینا باهاش فرق داره
چی میگی جونگ کوک به خودت بیا
بار ها تو عشق شکست خوردی
و به خودت قول دادی که دیگه عاشق نشی
ادامه دارد...
شرط :
۵۰ لایک
3۰ کامنت
۲۰ بازنشر ( علامت کنار ذخیره )
#مال_من
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁵
و با دیدن یه پای مردانه همه چیز رو حل کردم...
یه لحظه در با شدت باز شد
خیلی محکم به دیوار کناری در برخوردم
وای کمرم شکست..
با صدای قفل شدن در به خودم اومدم و سرمو بلند کردم
و بله ....
دوباره این مرتیکه . . .
ایندفعه واقعا نکشتم .... 😑
جونگ کوک : تو نمی خوای با مردی به این جذابی ازدواج کنی ؟
کاترینا : هر مردی لیاقت منو نداره ... مثلاً تو
برو اون ور
هولش دادم
ولی عوض اینکه بره کنار بیشتر خودشو بهم چسب......وند
کاترینا : چی..... چیکار میکنی ؟
جونگ کوک : هیچی فقط دارم با زن ایندم حال میکنم
بعد سرشو به گردنم نزدیک کرد
با این کارش جیغی زدم
ولی با قرار گرفتن ل../////بش روی ل...//بم جیغم خفه شد
چشمام از کاسه در میومد ...
این مرتیکه وحشی چشه ؟؟!
همینجوری وایستاده بود
دستمو روی سی........نه اش گذاشتم و هولش دادم ولی یک میلی متر تکون نخورد
آروم ل.....// .... بش رو از رو لبم برداشت
منم دستمو روی گردنم گذاشتم و سرفه کردم
کاترینا : دیوونه ای ؟! ... داشتی خفم میکردی عوضی ...
پشت دستشو بهم نشون داد و با نیشخندی که اعصابمو خط خطی میکرد نگاهم کرد
جونگ کوک : دیگه مال منی
به دستش نگاه کردم و با انگشتری که توی دستش بود ، به پشت دست چپم نگاه کردم...
این کارو کرد تا انگشتر رو دستم کنه ؟!!!!!!!!!!!!!!
کاترینا : امکان نداره ... ( زمزمه )
حس کردم سردردم شدت گرفت
چشمام سیاهی رفت
یه لحظه زیر پام خالی شد ...
( ویو جونگ کوک )
انگار زیاد شک شد
یه لحظه افتاد روی زمین
ولی سریع گرفتمش و بلندش کردم
خیلی سبک بود
آروم گذاشتمش روی تخت
نمی دونستم من چمه ؟؟!
چند ثانیه پیش که ب.............وسیدمش اصلا دست خودم نبود و خیلی یهویی به ذهنم رسید
فکر میکنم کاترینا از هر نظر فرق میکنه
کاترینا زمین تا آسمون با لیدیا فرق میکنه
از هر نظر ...
طرز لباس پوشیدن...
طرز حرف زدن ...
طرز برخورد ..
یادم میاد وقتی بو....//.....سیدمش باهام همراهی نکرد و حتی ردم کرد
ولی وقتی اولین بو......//.... سم رو با لیدیا کردم مثل ه................رزه های ماهر همراهیم کرد
و منم مثل اسکل ها عاشقش شدم
ولی.... کاترینا باهاش فرق داره
چی میگی جونگ کوک به خودت بیا
بار ها تو عشق شکست خوردی
و به خودت قول دادی که دیگه عاشق نشی
ادامه دارد...
شرط :
۵۰ لایک
3۰ کامنت
۲۰ بازنشر ( علامت کنار ذخیره )
#مال_من
- ۱.۸k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط