ی شب دلت میگیره😔

ی شب دلت میگیره😔
میزنی بیرون از خونع🚶
میری ی جای خلوت 😪
ی خیابون و واسه خودت قدم میزنی😔 🚶 🚶
انقدر هواست پرته خودته..که نمیدونی کجا بری 😪 ...میرسی به ی جای تاریک...😔
به خودت میای موقعیتتو ببینی ..میبینی وسط قبرستون وایسادی 😔 😔 😔
دلت تنگه ...دلت تنگه اونه ...میخای باشه تا باهاش بحرفی ...تو بحرفی و اون به حرفات گوش بدع ...تو بخندی و اون قوربون صدقت برع...ولیـ....به خودت میگی به خودت بیا اون مردع اون رفته برنمیگرده دیگه چرا نمیفهمی 😔 😔
میرسی به قبرش ..براش حرف میزنی از ی روزو چند ساعتی که نبود ...تو میگی ولی نمیدونی اون میشنوع یا نه کلافه میشی با مشتات میزنی رو سنگ قبرش داد میرنی ....صداش میزنی پاشو پاشو بابایی ..اما صدایی نمیاد که بگه جانم ...😔
پریشون میشی ...داغون میشی ...گریت نمیاد اما سرد میشی ...سنگ میشیی..متنفر میشی...خورد میشی...اما اون توایی که نابود میشی ...اونی که رفته دیگه بر نمیگرده ...
زیر لب اهنگ مورده علاقشو زمزمه میکنی 😔 😔 😔
ولی ی بغض داره خفت میکنه راه گلوتو بسته جیغ میکشی خودتو میزنی ولی کسی نی ارومت کنه ...و تو میمونی و ی کلمه که هیچوقت تکرار نمیشه ...(بابا)😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔
دیدگاه ها (۴)

رمان دخت من

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۰$کایرا به سمت تهیونگ رفت.[ما...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

part49. . یونجون بعد دوش گرفتن و پوشیدن لباساش با موهای خیس ...

My lovely neighbor part : ۷۰

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط