از بس که غم تو قصّه در گوشم کرد

از بس که غم تو قصّه در گوشم کرد
غم های زمانه را فراموشم کرد

یک سینه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد ...

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۶)

جهان، این ‌چنین بناشده است ...که اگرخواستارلذت بردن ازخوشی‌ه...

ای قد و بالای تو حسرتِ سرو بلندخنده نمی‌آیدت، بهر دل من بخند...

❣ ترسم که توهم یاروفادارنباشیعاشق کُش ومعشوق نگه دارنباشیمن ...

به ژرفای دریا می‌سپارم واپسین واژه‌هایمتا اگر روزی خاطر کسی ...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط