گفتم:

گفتم:
سلام حاجی
چجوری شد که توی جبهه شیمیایی شدی؟
سرفه امانش نمی داد ... لبخندی زد و با صدای ضعیفی گفت:
هیچی داداش؟ سه نفر بودیم با دو تا ماسک
.
.

#خاکیان_خدایی
#هفته_بسیج_مبارک
#باز_آی
دیدگاه ها (۱)

#شـہـیدانہآرامشی در چهره‌ات بود، آرامشی زیبا برادر!خون تو را...

روان‌بخش صادقی، تنها #خبرنگار استان کهگیلویه و بویراحمد در #...

#شـہـیدانہهر صبـحبا نگاه شمـاهمه ی خوبـی‌ها در مـا طلـوع می...

من دست یکایک شما بسیجیان را میبوسم و میدانم اگر مسئولین نظام...

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

Part ³⁴The name of the story: Madness hall(تالار جنون)وارد ش...

مهمونی پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط