یادش بخیر...یه روز بهش اس ام اس فرستادم:دلـــــــــــــــ

یادش بخیر...یه روز بهش اس ام اس فرستادم:دلــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده...جواب داد:کمــــــــــتر بهم فکر کن تا دلتنـــــگ نشی...اون شب تا صبح گریه کردم...نه به خاطر بی علاقه بودنش نسبت به من...برای اینکه اصلا نفهمید دلتنـــــــــــــــگی دست خودم نبود...وگرنه به جای کمتر...هیــــــــــــــــــــچ وقت بهش فکر نمیکردم...
دیدگاه ها (۲)

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

#عذرخواهی#پارت-2همینطور وایستاده بود که ماشین چان رو دید که ...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط