دیشب گرسنه بود، دختری که مرد......

دیشب گرسنه بود، دختری که مرد......
چه آسان به خاک پس دادیمش
و همسایه اش، زیارتش قبول....
دیشب از سفر رسید*
دیدگاه ها (۵)

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁸ویو: جونگ‌کوکگوشی روی میز لرزید....

#حکایت_قدیمی در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که مرتب با هم ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

♦️ #چهل روز است که #خورشید در #حرم‌ #امام‌_رضا (ع) به خاک س...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕ماه‌ها بعد، یونا دوباره نقاشی کرد....

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

نامش مالک بود و تبارش موسویآن روز که دیدمش ، چهره‌ای سوخته ا...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت سیزدهم | «عملیات آبرو ریزی رئیس» 😂...

p⁴My Crazy Boyfriend continue... .---چند لحظه به آن خیره مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط