مشق ڪردن از نگاهت ڪار آسانے نبود

مشق ڪردن از نگاهت ڪار آسانے نبود

ما فقـط از چشـمِ تو خط و نشان آموختیم
#حسین_ربیعی
دیدگاه ها (۵)

اغوش تو رازیر سر داشتانکه فریاد میزدبگذار هر چه میخواهد ببار...

خواجو رااگر با من قدم زندان پریشان گیسوبه پیچ دامنش بخشممردا...

در گلو می‌شکند ناله‌ام از رقت دل قصه‌ها هست ولی طاقت ابرازم ...

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیستیا سخن دانسته گو ای مرد ...

تـا چشم ڪارمیڪند ؛ جـٰا؎ تو خـٰالیسٺ‌ !) 💔 .#لبیک_یا_خامنه_ا...

ما مشقِ غمِ عشقِ تو را خوش ننوشتیم اما تو بکش خط به خطای...

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط