زندگی با بودن تو قشنگ میشود

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت25,
امروز تولدم بود و پاشدم دیدم‌ تهیونگ‌ نیست خوشحال شدم و فکر کردم داره برای تولد من تدارک میبینه رفتم پایین دیدم‌ آقا داره آهنگ میخونه . و صبحونه درست می‌کنه و لیا هم کارتون میبینه‌
جنا:سلام(سرد)
ته : سلاممممممم فداتشم صبحت بخیر
جنا : سلام لیا خانوم
لیا : سلام مامان
جنا: مامانننن ؟
لیا : دایی گفت بهتون بگم مامان و بابا
ته : آره من گفتم
جنا: خوبه
داشتیم صبحونه می‌خوردیم که گوشی تهیونگ زنگ‌ خورد و رفت و بعد از چند دقیقه اومد بیرون و با لیا رفت منم اصلا نپرسیدم که کجا میرن و رفتم روی مبل لم دادم و با گوشیم ور میرفتم چند ساعتی گذشته تقریباً ساعت 8 شب بود منم حوصلم سر رفته بود که ته یونگ زنگ زد
ته: الوووو سریع پاشو بیا خونت ( دادو‌عصبی)
جنا : چیچ چی شده (لکنت)
ته : خفه شو سریع بیاااا
ویو جنا ✨
سریع پاشدم و یه لباس پوشیدم (اسلاید دوم)
و راه افتادم توی راه میخواستم غش کنم خیلی استرس داشتم با هزار تا بد بختی رسیدم
وارد خونم شدم تهیونگ‌ رو صدا زدم
که یکدفعه صدای آهنگ و دست جیغ اومد و همه گفتن تولدت مبارک
منم خیلی خوشحال بودم اونجا کلی مهمون بود
و ...
فلش بک به آخر شب و زمانی که همه مهمونا رفته بودند و لیا هم رفته بود خونه‌ی مامان تهیونگ
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

این خانم گل نوشته @kitten_fiction اسمات داخل‌ کامنت ها 💜🌱😀بچ...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 27جنا: چی می هااااته: ت...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 24ته: ببخشید دیگ (بم‌و ...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 23ته : رسیدیم پیاده شید...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 8ویو جنا🎀وقتی اون حرف ر...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 21جنا: هاااا تهیونگااا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط