میشود بیدار شوم و ببینم

میشود بیدار شوم و ببینم
تمام نبودن‌ها به پایان رسیده است،
جدایی ها خاتمه یافته...
و روزنامه ها تیتر یک نوشته اند:
" زین پس هرروز از طلوع خورشید تا هجوم ستاره
حضرت یار در آغوش مجنونش میباشد"
و
" لشگر موهای معشوقه
زین پس به دست مرد رویاهایش رام می‌شود"
من برایت
چای دارچینی تازه، دم کنم
شعری از شعرهایم را برای نگاه‌هایت بخوانم و
نوای عشق را با صدای شجریان
گوش دهیم و
چشمانت را فرشچیان تصویرکند.
بیدار شوم و ببینم
تمام تلخی‌های بایک بوسه‌ی تو پاک شده است و
غروب تیره گون و غم‌انگیز دلتنگی برمقصد ابدیت از روزهایمان پرکشیده است!
دیدگاه ها (۲۱)

‍ ‍گریه کردم گریه ی بسیار آرامم نکردوعده های آخرین دیدار آر...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

یک نفر دارد وجودم را بهاری میکند اودراین احساس خسته ...

‍ ‍ این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ استهر شاخه‌ی با برگ گلاوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط