پٍَدرٍشـــــ بهٍشـــــ گُفتـــــــ:

پٍَدرٍشـــــ بهٍشـــــ گُفتـــــــ:

اینـ ۱۰۰۰ تـــاچَسبـــــ زَخمـــــ را بٍفروشـــــ
تــا برایَتـــــ کَفشـــــ بٍَخرَمـــــ


کودکـــــ باخودٍشـــــ گُفتـــــ:

یعنے بــاید آرٍزو کُنَمـــــ
۱۰۰۰ نفـــر یجـــاشونــ زخمَــَـــ شـــــہ
تــــا مَن کَفشـــــ بٍَخرَمـــــ؟

ولشـــُــ کن همینـــ خوبه
دیدگاه ها (۵)

~[ #پرانتز ] -> مرد بودن به این نیست که همیشه قوی، بی‌احساس ...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

یا اکثر اماما ثلام🗣🗣تو کپشن چی باید نوشت مننمیدونم💔اوسی هانا...

#تپش.قلب.منPart 10ات:نهتهیونگ:چرا انجام میدیمات:نهتهیونگ:حال...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط