نبایدشیشه راباسنگ بازی داد....

نبایدشیشه راباسنگ بازی داد....
نبایدمست رادرحال مستی دست قاضی داد.
نبایدبی تفاوت چترماتم رابه دست خیس باران داد...
کبوترهاکه جزپروازآزادی نمیخواهند....
نبایددرحصارمیله هابادانه ی گندم به او
تعلیم ماندن داد....
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

سناریو کازوتورا درخواستی

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

اخرین بازمانده

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط