شبحی چندشب است آفت جانم شده است
شبحی چندشب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی وردزبانم شده است
درمن انگارکسی درپی انکارمن است
یک نفرمثل خودم تشنه ی دیدارمن است
یک نفرساده چنان ساده که ازسادگیش
میشودیک شبه پی بردبه دلدادگیش
یک نفرسبزچنان سبزکه ازسرسبزیش
میشودپل زدازاحساس خداتادل خویش
آی بیرنگترازآینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هرشبه تصویرتونیست؟
اگراین شبح هرشبه تصویرتونیست
پس چرارنگ تووآینه انقدریکیست
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکارمکوش.....
اول اسم کسی وردزبانم شده است
درمن انگارکسی درپی انکارمن است
یک نفرمثل خودم تشنه ی دیدارمن است
یک نفرساده چنان ساده که ازسادگیش
میشودیک شبه پی بردبه دلدادگیش
یک نفرسبزچنان سبزکه ازسرسبزیش
میشودپل زدازاحساس خداتادل خویش
آی بیرنگترازآینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هرشبه تصویرتونیست؟
اگراین شبح هرشبه تصویرتونیست
پس چرارنگ تووآینه انقدریکیست
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکارمکوش.....
- ۱.۱k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط