خیال بود ، هرچه بافتم خیال بود ، رویای من و تو دروغ بود .

خیال بود ، هرچه بافتم خیال بود ، رویای من و تو دروغ بود .... همه روزهایمان دروغ بود ، روزهایی که دوست داشتنت را مشق کردم ، مرگ ترسی ندارد میبینی ؟ دارم از نبودنت میمیرم ..یاد گرفتم فاصله بین لبخند و اشک زندگیست..
دیدگاه ها (-۲)

همگی لبخند:)

چه لذتی داره این حجاب...........                     چه لذتی...

عصر پاییزی

اونکه نمیخواد زیر بارون باشیبارون گرفته تو هوای چشماش :'(

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

اسم فیک: اون واسه منهp61جونگکوک: ات؟... من هنوز با دوست دختر...

پروانه جان

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط