بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم...

بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم...
کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد...!
آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی...
آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد...!هـیـچ نـگـویـد !
هـیـچ نـپـرسـد !
فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد...
بـعـد هـمـانـجـا بـمـیـرم...!
تـا نـبـیـنـم روزهـای بعــــد را... روزهـایـی کـه دروغ مـیـگـویـد... روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد...
روزهـایـی کـه دیـگـر مـرا در آغـوش نـمـیـگـیـرد...
روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـیـشـود...!
دیدگاه ها (۱)

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²¹هیچ‌کس درون دیگری را نمی‌شناسد، ما فقط لباس‌ه...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط