🔥🔥🔥🔥🔥🔥

🔥🔥🔥🔥🔥🔥


#ازدواج_اجباری

پارت 13

ا.ت:بله چشم ارباب

(جیمین رفت شرکت)

میا: خب هرزه شنیدی که جیمین چی گف برو همین الان برام صبحونه درست کن(داد)

ا.ت: چشم خانم

(ا.ت رفت دوباره صبحونه درست کرد و آورد)

میا:(دوباره صبحونه رو پرت کرد زمین ) برو یکی بهترشو برام درست کن(داد)

ا.ت:چشم(آروم)

یکی دیگه رفت درست کرد و براش آورد

میا: میل ندارم جمعش کن (پوزخند)

ا‌.ت: بله

میا : بعدش میری تمام کفشام رو میشوری لباسام رو هم نه با لباسشویی با آب سرد بیرون میشوری و بعد اتو میکشی اگه یه لکه باشه به جیمین میگم سالن و پله هارو دوباره تمیز میکنی ظرف هارو هم اونایی که کثیفن هم اونایی که تمیزن رو دوباره میشوری تا وقتی که تمام کار هارو انجام ندادی حق استراحت نداری ، فهمیدی؟

ا.ت:بله(خیلی آروم)

میا: بله و چی؟ نشنیدم؟

(ا.ت تودلش:آخه اسکل مگه کری که نشنوی)

ا.ت:بله چشم خانم

میا : خوبه



ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱)

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 14از زبان ا.ت:میا رفت اتاقش منم م...

🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 15از زبان جیمین:وقتی رفتم خونه و د...

🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 12از زبان ا.ت:بعد اینکه جیمین با م...

🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 11از زبان میا:به هوسوک کسی که دوسش...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

پارت 4

سناریو ریندو(یک روز عادی با ریندو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط