چشمان تو یادم داد

چشمان تو یادم داد
فریاد کشیدن را
تا قله به سر رفتن
ازکوه پریدن را...
دیدگاه ها (۳)

من طاقت یعقوب ندارم بغلم کن...❤ ❤

زندگی مجموعه ای ازبدت میادهاوسرت میادهاست...!🍁 🍂

پشت یک میز خزیدیم ک بازی بکنیم،روبه رو بودن با عشقجگرمیخواهد...

میخواستم از عاشقی چیزی با دست خود بستند دهانم را....

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارندچیدن چه خیال است که دیدن نگذ...

اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط