به سلامتی روزی که با دستای خودت خاک روم بریزی به سلامتی ر

به سلامتی روزی که با دستای خودت خاک روم بریزی به سلامتی روزی که اسمم رو صدا کنی به سلامتی اخرین نگاهی که با چشمای گریون به من میکنی و سنگ رو میزاری به سلامتی اشکات که خاکم رو خیس میکنه به سلامتی روزی که جای من خوبه و حال تو خراب به سلامتی روزی که دلتنگم بشی و با یه شاخه گل بیای دیدنم و با یه سنگ درددل کنی به سلامتی اونموقع کاش الان میشد
دیدگاه ها (۹)

هه !

هه من از زندگی همه حذف شدم !

وقتی که زنده بودنم برای هیچکس مهم نیست ، دلم کمی دروغ چرا خ...

وقتی زنده بودنم برای هیچکس مهم نیست ، دلم کمی ، دروغ چرا ، خ...

ات نشسته بود روی لبهی تخت و چشم دوخته بود به شوگا که رفته بو...

I like this mistake.

با ترس زل زده بودی همراه با چاقو آغشته به خونش قدم قدم نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط