ما آدما مانند یه دفتر میمونه برگ اولش رو خوش خط می‌نویسی

ما آدما مانند یه دفتر میمونه برگ اولش رو خوش خط می‌نویسی و دوست داری به آخرش برسی! وسطاش خسته میشی بد خط می نویسی و همش برگه ها رو حروم می کنی اما آخرش که میرسه! جا کم میاری حسرت می‌خوری که چرا برگه هاشو حروم کردی…
دیدگاه ها (۷)

جوجه کباب

شده ام! به من بیاموز که ریشه ی عشقت را از ته بزنم به من بیام...

شکسته ام تو چرا گریه میکنی؟ داری کدام بغض مرا گریه میکنی گری...

اگه بگید ممنون می شم

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

سناریو درخواستی وقتی محرمه و اونا رو اوردین ایران (به به اصن...

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

عاشقانه های شبنم

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

رمان :قرارداد سرنوشت

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط