فرد. ارباب بهمون حمله کردن

فرد. ارباب بهمون حمله کردن
تهیونگ. چی الان میام امارت
ات. چی شده
تهیونگ. حمله کردن بهمون حتما کار هاجونه
ات. الان میخوای چیکار کنی
تهیونگ. تورو میزارم پیش مادرم بعد میرم امارت
ات. نه من میخوام باتو باشم
تهیونگ. نه
ات. منو بزاری اونجا میام امارت
تهیونگ. خب ولی میری تو اتاق در هم قفل میکنی
ات. اوکی
فلش بک به داخل امارت
تهیونگ. بیا از در پشتی بریم
ات. اوکی
رفتن تو امارت
تهیونگ. ات تو برو تو اون اتاق در هم قفل کن در رو واسه کسی باز نکن اوکی
ات. باشه
ات ویو
الان دوساعته صدا تیر اندازی میاد یکدفعه صدا قط شد رفتم از پنجره نگاه کردم دیدم هاجون تفنگ رو گرفته سمت تهیونگ
سریع در رو باز کردم و رفتم تو حیاط عمارت
هاجون . خب تهیونگ خودت قبول نکردی بهتره بری جهنم
تهیونگ. چه بهتر
هاجون ماشه رو کشید
ات................
نمیدونم چرا ولی دوست داشتم پارت دیگه‌ای بزارم (حمایت کنید)
دیدگاه ها (۲۰)

هاجون ماشه رو کشید تا خواست شلیک کنه ات تهیونگ رو بغل کرد و ...

که دختر بیهوش افتاد روی زمین کوک. شت مثل اینکه زیاد از خونش ...

که هاجون آمد توهاجون. که جون یه خدمتکار برام ارزش نداره(ادا ...

کوک. چون من خون اشاممات. وای جیغغغغغ واقعان تو خون اشامی(تعج...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

شب تولدم پارت44فصل دوم پارت 15ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط