صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم

صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم

تا به کجا کشد مرا مستی ِبی امانِ تو
دیدگاه ها (۵)

آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم و آن که از هر مژه صد چش...

رﻭﺯﻫﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ!ﺩﺭ ﺣﺠﻢِ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽﻫﺎﯾﻢﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺗ...

روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفتروز دوم آمد و اسم مرا پرسی...

گفتی ز سرت فکر مرا بیرون کنجانا سرم از فکر تو خالیست دلم را ...

چشم مست تو برده از سرم صبر و قرار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط