بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
البته که اندیشهها،اعتقادات، گرایشات و مواضع هر مورخی، در چگونگی نگارش او بیتأثیر نمیباشد، چنان که شاه دوستی این آقا، در نگاه کلیاش به هر چه تاریخ است، تأثیر مستقیم و البته متعصبانه و شعاری گذاشته است؛ اما این دلیل نمیشود که بگویند: تمامی گزارههای تاریخی دروغ است! بالاخره بسیاری از گزارههای تاریخی، مستندات و نیز مشابهاتی در اقوال گوناگون دارد.
مورخان نامی در نقل حمله مغول به ایران و طول سلطنت مغولها در ایران، اکثراً مسلمان و ایرانی بودهاند؛ حال چه کردند؟ چون اسلام و ایران را دوست داشتند، از بیان این تاریخ خودداری کردند، و یا مغولها خدمات بسیاری داشتند واینها بیان نکردهاند؟!
سانسور یا تحریف : این جناب معلم، حتی تفاوت سانسور با تحریف را نمیداند! فرض کنیم که یک مورخی، به دلایل گرایشات اعتقادی، سیاسی، فرهنگی و وابستگیهای خود، در یک نقل تاریخی، به بخش ها یا وقایعی اشاره ننماید، به قولی سانسور کند، این خیلی فرق دارد با این که آن تاریخ را تحریف نماید.
تطهیر تاریخ سلطنت و شاه:
همگان میدانند که به ویژه در این یک سال اخیر، یک جریان بسیار شتابندهای در تطهیر سلطنت، به ویژه رضا و محمد رضا پهلوی، به راه افتاده است، تا جایی که در شبکه رسانه ملی، اقرار می کند که این جریان، در رسانه ها و به شدت رخ می نمایاند! و البته ما میدانیم که وقتی قرار است یک انحرافی در اذهان عمومی ایجاد گردد، از رسانه گرفته، تا استاد و معلم، تا فیلم و سریال، تا جوّسازی در فضای مجازی، تا گزارشگران و تحلیلگران و نقادان مرتبط و ...، همه همسو و هم زمان عمل میکنند، تا اثرگذارتر شود.
شما امروزطی دو هفته گذشته، وقتی زندگی هویدا را در برنامه شبکه مستند می بینید، به این نتیجه می رسید که او نه بهایی بود، نه فاسد بود، نه ظالم و جنایتکار بود، نه وابسته به فراماسون، لجنه بهاییت و انگلیس وامریکا بود،نه فاسد اقتصادی بود، نه در پی ثروت یا قدرت بود ...، حتی تأکید میکند که به او در عمرش از کسی رشوه نگرفت، و رشوه دادنش را نیز تطهیر میکرد که به خاطر خاندان سلطنت، مجبور بود! و همین طور است اگر اکنون، زندگی اسدالله علم را ببینید!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
البته که اندیشهها،اعتقادات، گرایشات و مواضع هر مورخی، در چگونگی نگارش او بیتأثیر نمیباشد، چنان که شاه دوستی این آقا، در نگاه کلیاش به هر چه تاریخ است، تأثیر مستقیم و البته متعصبانه و شعاری گذاشته است؛ اما این دلیل نمیشود که بگویند: تمامی گزارههای تاریخی دروغ است! بالاخره بسیاری از گزارههای تاریخی، مستندات و نیز مشابهاتی در اقوال گوناگون دارد.
مورخان نامی در نقل حمله مغول به ایران و طول سلطنت مغولها در ایران، اکثراً مسلمان و ایرانی بودهاند؛ حال چه کردند؟ چون اسلام و ایران را دوست داشتند، از بیان این تاریخ خودداری کردند، و یا مغولها خدمات بسیاری داشتند واینها بیان نکردهاند؟!
سانسور یا تحریف : این جناب معلم، حتی تفاوت سانسور با تحریف را نمیداند! فرض کنیم که یک مورخی، به دلایل گرایشات اعتقادی، سیاسی، فرهنگی و وابستگیهای خود، در یک نقل تاریخی، به بخش ها یا وقایعی اشاره ننماید، به قولی سانسور کند، این خیلی فرق دارد با این که آن تاریخ را تحریف نماید.
تطهیر تاریخ سلطنت و شاه:
همگان میدانند که به ویژه در این یک سال اخیر، یک جریان بسیار شتابندهای در تطهیر سلطنت، به ویژه رضا و محمد رضا پهلوی، به راه افتاده است، تا جایی که در شبکه رسانه ملی، اقرار می کند که این جریان، در رسانه ها و به شدت رخ می نمایاند! و البته ما میدانیم که وقتی قرار است یک انحرافی در اذهان عمومی ایجاد گردد، از رسانه گرفته، تا استاد و معلم، تا فیلم و سریال، تا جوّسازی در فضای مجازی، تا گزارشگران و تحلیلگران و نقادان مرتبط و ...، همه همسو و هم زمان عمل میکنند، تا اثرگذارتر شود.
شما امروزطی دو هفته گذشته، وقتی زندگی هویدا را در برنامه شبکه مستند می بینید، به این نتیجه می رسید که او نه بهایی بود، نه فاسد بود، نه ظالم و جنایتکار بود، نه وابسته به فراماسون، لجنه بهاییت و انگلیس وامریکا بود،نه فاسد اقتصادی بود، نه در پی ثروت یا قدرت بود ...، حتی تأکید میکند که به او در عمرش از کسی رشوه نگرفت، و رشوه دادنش را نیز تطهیر میکرد که به خاطر خاندان سلطنت، مجبور بود! و همین طور است اگر اکنون، زندگی اسدالله علم را ببینید!(ادامه دارد...)
- ۱۴۴
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط