P39

چان ویو:

بعد چند دقیقه هیونجین اومد کنارم نشست
+خوابید؟ حالش خوب؟
خیلی خشک سرد به یه سمت دیگه نگاه کرد
_اره
حدودا چند دقیقه سرد به هم دیگه نگاه کردیم که لینو اومد
&هی بچه ها چرا اخماتون تو همه
+چیز خاصی نیست ، عام تئودورو چی گفت بهت
&گفت بخاطر بستن بندرگاه ها و پلیس هایی که قرار دادن نتونسته هنوز بار هارو بیاره شاید دیرتر بیاره به هر حال بهم زنگ میزنه
+خوب
هیونجین موبایلش برداشت از صندلی بلند شد بجاش لینو نشست
&هیونگ تو فکرس
+نه چرا باید تو فکر باشم

هه این ویو:

اروم بیدار شدم یه خمیازه عمیق کشیدم چشمام مالوندم ساعت چنده؟ اومدم بیرون اتاق شب بود ولی ما از ساعت ۹ اینجا بودیم حتما الان سه صبح یا اینجوراس حالا هرچی دنبال پسرا میگشتم که یهو با موجی که به کشتی خورد افتادم زمین صدای رعد برق میومد دریا طوفانی شده؟ صدای لینو و ناخدا شنیدم
_هییی ناخدا مطمئنی ما میتونی امشب سالم رد کنیم
&اره اره نگران نباشید هی پسر بیا اینجا
دیدم که داره خدمه کشتی صدا میکنه دریا هر لحظه طوفانی تر میشد رعد برق ها بیشتر ترسیدم هیونجین دیدم خواستم برم پیشش بگم چه خبر شده که با یه تکون کشتی پام سر خورد نتونستم تعادلم حفظ کنم نتونستم لب کشتی بگیرم پرت شدم تو آب دریا.... میتونستم خودم ببینم که عاجزانه تلاش میکردم هر لحظه بیشتر تو دریا فرو میرفتم صدای اب می‌شنیدم حباب هایی که بالا رفته بودن تماشا کردم که یهو متوجه شدم کسی پرید توی اب الان چان شنا بلده اصلا؟ که بخواد من نجات بده هردومون توی اب فرو رفته بودیم با بُهت به هم نگاه میکردیم انگار هر لحظه اکسیژن کم میشد کم کم باید تسلیم می‌شدیم بهم زل زد اونقدر نزدیک بودیم که باورم نمیشد فاصله صورت هامون چند میلیمتر هم نمیشد که اون این چند میلی متر پر کرد باورم نمیشد.. لبش دقیقا مماس لبم قرار داده بود یعنی ؟...یعنی؟؟.... این اولین بوسه من؟

اروم چشمام باز کردم توی تخت بودم.. وایسا این یه خواب بود نه؟ اره حتما خواب بود لعنتییی این چه خوابی بود که دیدمم.. سریا پتو از روی خودم کشیدم رفتم بیرون اتاق صبح شده بود پسرا داشتن صحبت میکردن که چان من دید
_عه پس بیدار شدی بالاخره
+ها؟ چی چی من اره اره بیدار شدم
قیافش جوری بود انگار خیلی عجیب رفتار میکردم گشنم بود یه دونه سیب برداشتم شروع به گاز زدن کردم که چان ادامه داد
_خوب خوابیدی؟
خدایا این چرا بیخیال نمیشه بابت خواب دیشبم حتی نمیتونستم تو چشماش نگاه کنم
+اوهوم..
سعی کردم پشت هیونجین قایم شم که کسی که انگار خدمه بود اومد
×رسیدیم قربان
_باشه، بچه ها بیایذ بریم
+باشه باشه من با هیونجین میرم
پشت هیونجین قایم شدم لینو رفت وسایل بیاره مسیر ادامه دادم که یهو کسی دستم گرفت جرعت نگاه کردن نداشتم مشخص که چان
_حس میکنم داری از یچیزی فرار میکنی حتی نگاهم بهم نمیکنی خوبی هه این ؟
+ودف تو عجیبی من خیلی هم خوبم
_اخه مشکوکی
+ها ها ها خندیدم بابا بیخیال هیچیم نیست
دستم سریع کشیدم به راهم ادامه دادم اونا تقصیری ندارن بخاطر خواب خودمه

یوری ویو:

شروع به تیر اندازی کردم که با چیزی که چه دیدم میخکوب شدم... اون ؟ علامت نوشته بود جینکس.. نوشته بود جینکسسسس با اون دست خط من این دست خط میشناسم برای یه لحظه تمام لحظه هایی که شکنجه شدم جلوی چشمم اومد
_هی جینکس کجایی؟
+نهه خواهش میکنم خواهش میکنم
......................
_انتخاب کن کدومشون اول بکشم ها کدوم
+نه هق نه نه بسه ولشون کنن
&من بکشش من بکششش خوانش میکنم من انتخاب کن نه اون زن منه
_میبینی اون زن بخاطر تو مرد جینکس کوچولو چون توی هرز.ههه انتخاب نکردی کدومشون بکشم اون کشتم حالا اون پسر از تو متنفرهه*شلیک
+هق هقق..هق
..............................
_اونن پدربزرگ کوفتیت دستور داد تورو بدزدم میدونی چرا چون تو نحثی
+نه نهه داری دروغ میگی دروووغ میگییی
_*خاموش کردن سیگار روی تن یوری
.................

تمام خاطرات جلوی چشمام رژه میرفتن ضربان قلبم خیلی رفته بود بالا بود صدای بقیه رو میشنیدم که صدام میکردن ولی به طرز عجیبی نمیتونستم حتی انگشتم رو تکون بدم به سختی نفس می‌کشیدم که با صدای اسلحه به خودم اومدم... ای ان بود که به سربازی که جلوم بود شلیک کرد سریع اومد پیشم
_حالت خوبه چرا یهو اینجوری شدی؟ اگر نرسیده بودم که اونایی که پیدات کردن موقع تیراندازی میکشتنت
+آ اره خوبم فقط یه لحظه دست پام گم کردم
لبخند زد رفت دنبالش راه افتادم چرا باید دست خط اون عوضی رو دیوار ببینم ؟ چرا اخه چراا
_دیگه نیازی نیست هی باهامون بیای ماموریت واقعا حالت انگار داره بد میشه
+ن نه خوبم
_اره ولی خب به هر حال تقصیر چان که قاتلمون هه این برده از این به بعد یه قاتل دیگه باند میبرم توام بیشتر مراقب خودت باش
+*لبخند کم حال
دیدگاه ها (۱۳)

مافیای عزیز منp8

سناریووووو

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط