باکودکو درخواست کرده بودید

باکودکو درخواست کرده بودید 👍🏻🤧
راستی تک پارتی هست
هیچی به ذهنم نمی‌رسه که بنویسم
دیگه ببخشید بد شده یا خوب شد






باکوگو :هوی دکوووووو 💢💢💢


میدوریا: یییییییییییی😨

*شوتو یهو میدوریا رو بغل کرد*

باکوگو:هاااا

شوتو: اینقدر میدوریا رو اذیت نکن باکوگو


باکوگو: من کی اذیتش کردم نفله دو تیکه


شوتو:همین الان که داری می‌ترسونیش


باکوگو: هاااا

*باکوگو به میدوریا نگاه کرد*
گفت: هوی دکو به نظرت من ترسناکم و تو رو می‌ترسونم


میدوریا:ها نه نه اینطوریم که فکر می‌کنی نیست


*باکوگو میدوریا رو بغل کرد*
باکوگو:هوم دیدی گفتم از من نمی‌ترسه نفله دو تیکه


شوتو: هاااا ولش کن* دست میدوریا رو گرفت*


باکوگو:تو ولش کن نفله دو تیکه دکو برای منه


شوتو: پس چرا داری اذیتش می‌کنی

باکوگو:گفتم من اذیتش نکردم شینهههههههههههه*میدوریا را محکم بغل کرد*

شوتو: میدوریا مال منه

باکوگو: هوی نفله دو تیکه من صاحبشم

میدوریا: بچه‌ها بس کنید لطفاً 😣😣😖😖

باکوگو میدوریا رو بغل کرد و فرار کرد
شوتو هم افتاد دنبال باکوگو

شوتو: ولش کن باکوگو 😠

باکوگو: هه اگه تونستی بیا بگیرش ولی مطمئنم که نمی‌تونی بگیریش این نفله برای منه😏😏💢💢💥💥


میدوریا: هاااااااا کاچان منو بزار پایین

باکوگو خفه شو دکو بزار کارم با این نفله دو تیکه تموم بشه بعد به حساب تو می‌رسم

*دکو سرخ شده*

شوتو: مگه اینکه از جنازه من میدوریا رو ببری

باکوگو: معلومه که رد میشم 😠💢💢💥💥💥

نویسنده: و همچنان دعوای باکوگو وشوتو ادامه دارد

...................................................................
.................................

😞🥺پایان 🥺😞
می‌دونم خیلی بد شده 😞😞
لایک و کامنت یادتون نره 🤧🤧😞😞💔
دیدگاه ها (۳۵)

😓😓😓😓😓😓😓😓😓😓😓😓

درخواستی

[[پارت ۱۲]]نام داستان :کارامل همه رفتیم سر جامون نشستیمآیزاو...

یا خداااااا

پ ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط