باز هم آب بهانه شد و یادت کردم

باز هم آب بهانه شد و یادت کردم
یادت افتادم و با گریه عبادت کردم

اشک‌ها ریختم و غسل شهادت کردم
روضه خوانت شدم وعرض ارادت کردم

تا بیفتد به من آن گوشه نگاهت، آنگاه
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

حرفی از کرببلا شد که دلم می‌لرزد
چشمم از اشک پُر و عکس حرم می‌لرزد

باز هم مرثیه در دست قلم می‌لرزد
کوه هم شانه‌اش از وسعت غم می‌لرزد

وقت پرواز شد و باز شنیدم در راه
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

کاروان رفت و زمان از سفرت جا می‌ماند
آسمان خیره به چشمان ترت جا می‌ماند

شهر از فیض نماز سحرت جا می‌ماند
کعبه از گردش بر دور سرت جا می‌ماند

و تو گفتی که شده راه سعادت کوتاه
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

همگی دور تو و خیمه که می شد تاریک
با دو انگشت تو دیدند خدا را نزدیک

جبرئیل آمد و می‌گفت به هر یک تبریک
دست بیعت به تو دادند و شدند آن یاری که-

نیست در باورشان یک سر سوزن اکراه
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

ناگهان حس غریبانه‌ای آمد به وجود
چشم ها باز شد و در پی یک کشف و شهود

بوی سیب آمد و می‌خواند لبم اذن ورود
در همان لحظه که غیر از تو دگر هیچ نبود

در و دیوار حسینیه‌ همه شد مداح
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

#محرم
دیدگاه ها (۶۱)

ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو ...

نهمین روز محرّم الحرام، تاسوعای حسینی روز یقین و وفاداری، بر...

من به نماز عشق می‌ورزم ✧امام حسین (ع)✧ السلام علیک یا اباعبد...

همه جا مشکی شده،آمده ماه عزا من دلم پرمیزند،میرود تا کربلا چ...

عاشقانه های شبنم

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط