عشقی که یه طرفه شروع شد

عشقی که یه طرفه شروع شد
پارت اول

لیا توانا داشتن قدم میزدن تو دانشگاه

لیا:از داداشت چه خبر؟

توانا: چاعان رو میگی ها آره اونم خوبه!!! یه سوال بپرسم؟؟؟

لیا:بپرس قشنگم

توانا:تو از چاعان خوشت میاد؟؟؟آخه همش دربارش سوال میپرسی!

لیا:چه ربطی داره مثلاً خوب اونم دوستمه

همه رفتن سر کلاس

کلاس فیزیک

چاعان کنار توانا نشسته بود لیا هم به چاعان نگا می کرد ولی یه نگا عادی نبود نگا دختر عاشق بود

وقتی کلاس تموم شد

لیا مچ دست چاعان رو گرفت

لیا: سلام چاعان چطوری ؟میگم! دلت می خواد باهم بریم سینما؟؟

چاعان:خوب من وقتم آزاده اگه بخوای امروز بریم البته اگه کاری نداری؟

لیا:البته امروز بریم خیلی هم خوب میشه

چاعان رفت ولی چشمای لیا برق زد

...
دیدگاه ها (۲)

بابابزرگ برگشت سمته لیام و گفت & : نوبت تو هم میرسه جئون لیا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

❌مهم❌خواهشا نیاین هیت بدین که سناریو هام رو خودم ننوشتم و هو...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط