STORI ME LIFE
STORI ME LIFE
قسمت سوم
بعد از رفتن اون مرد جاستین میادو سلنا رو می بره توی اتاق خودش.و بهش میگه: یه چیزی رو می دونستی؟شلنا با تعجب پرسید :نه چی رو ؟؟ جاستین اینکه تو الان دوست دخترمی؟سلنا حسابی قرمز شد و کفت : به نظرت الان زود نیست واسه ی این حرفا؟ جاستین جواب میده: یعنی می خوای بگی که دوسم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟سلنا با خجالت میگه : چرا ولی....
بلافاصله خدمتکار در رو باز می کنه و میگه :جناب پسرا اومدن . سلنا با تعجب می پرسه پسرا؟ جاستین میگه : بریم پیششون.فک می کنین پسرا کی بودن؟؟؟؟؟,بروبچ واندرکشن . زین گوشی لیام رو می دزده و از پله ها بالا میره و به سلنا می خوره و سلنا پرت میشه پایین و همه جا سیاه میشه.....
ادامه دارد.....
قسمت سوم
بعد از رفتن اون مرد جاستین میادو سلنا رو می بره توی اتاق خودش.و بهش میگه: یه چیزی رو می دونستی؟شلنا با تعجب پرسید :نه چی رو ؟؟ جاستین اینکه تو الان دوست دخترمی؟سلنا حسابی قرمز شد و کفت : به نظرت الان زود نیست واسه ی این حرفا؟ جاستین جواب میده: یعنی می خوای بگی که دوسم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟سلنا با خجالت میگه : چرا ولی....
بلافاصله خدمتکار در رو باز می کنه و میگه :جناب پسرا اومدن . سلنا با تعجب می پرسه پسرا؟ جاستین میگه : بریم پیششون.فک می کنین پسرا کی بودن؟؟؟؟؟,بروبچ واندرکشن . زین گوشی لیام رو می دزده و از پله ها بالا میره و به سلنا می خوره و سلنا پرت میشه پایین و همه جا سیاه میشه.....
ادامه دارد.....
- ۳.۶k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط