گاهی میان خلوت جمع،

گاهی میان خلوت جمع،
یا در انزوای خویش،
موسیقی نگاه تو را گوش می‌کنم!
وز شوق این محال،
که دستم به دست توست،
من جای راه رفتن
پرواز می‌کنم ...

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۰)

بگذار برایت چای بریزمامروز به ‌شکل غریبی خوبیصدایت نقشی زیبا...

‌دوستت دارم و دیوانه ی چشمان تواممثل یک کلبه ی ویران شده ویر...

.«صبح بخیر به چشمانتو به شهری که تو جزئی از آن هستی👀❣»

🌧به شیرینی شبی دامن کشان شدعسل از کنج لب‌هایش روان شددو گیسو...

سال‌ها جنگیدی بی‌آنکه نامی از تو در میان باشد؛ و حالا در این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط