بعد مرگم

بعد مرگم
بنویسید؛
که با عدل جهان مساله داشت...
بنویسید؛
که از عالم و آدم گله داشت...
شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود...
بنویسید؛
که او پای دلش در گل بود...
بنویسید؛
که پروانه صفت سوخت پرش...
بنویسید؛
غمی بود به چشمان ترش...
بنویسید؛
که همواره غمی پنهان داشت...
بنویسد؛
به تقدیر و قضا ایمان داشت...
بنویسید؛
جوان رفت کهنسال نبود...
بنویسید؛
اگر حرف نزد...
لال نبود!
دیدگاه ها (۳)

بعد مرگمبنویسید؛که با عدل جهان مساله داشت...بنویسید؛که از عا...

بعد مرگمبنویسید؛که با عدل جهان مساله داشت...بنویسید؛که از عا...

بعد مرگمبنویسید؛که با عدل جهان مساله داشت...بنویسید؛که از عا...

بعد مرگم بنویسیدکه با عدل جهان مسأله داشت ....بنویسید ؛که از...

روي قبرم بنويسيد...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ايام نياسو...

روي قبرم بنويسيد..کسی بود که رفت..لحظه ای از غم ايام نياسود ...

روي قبرم بنويسيد...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ايام نياسو...

روي قبرم بنويسيد...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ايام نياسو...

روي قبرم بنويسيد...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ايام نياسو...

روی قبرم بنویسید...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ایام نیاسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط