تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر

تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر

با نگاهت، خنده ات، مویت، شکارم کرده ای
دیدگاه ها (۲)

قفونش برم دخملم عروس شده.

o_O

او دیگر آن شیدای سابق نیست، آنگونه که می گفت عاشق نیستتو فرض...

هم روسری ات به پشت سرافتادههم موی توتاقوس کمرافتادهلاحول ولا...

از لحظه ای که فهمیدم نگاهت مثل قبل نیست...با صدایی بلند تر ا...

در تنِ فکرهای هرشبه‌امباز هم جای خالی‌اش، خالی‌ست..شاید تَصو...

آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین کوک :نه آت :به داداشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط