دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم

دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم
غزل برای تو گفتم ولی به نام خودم

چقدر خسته گذشتی چرا نفهمیدی؟
چقدر هست که افتاده ام به دام خودم

نماز ثانیه را بی تو نیز می خوانم
خودم برای خودم می شوم امامِ خودم

چه سرنوشت عجیبی ست تازه فهمیدم
که دور بوده ز من نیمی از تمام خودم

کسی دوباره از آن سوی شعر می آید
بلند می شوم از جا، به احترام خودم

از این به بعد بدون تو نیستم تنها
من آشنا شده ام با کسی به نام "خودم"
دیدگاه ها (۱)

علی عزیزمغم از دست دادنت مرا باور نیستمثل رفتن مرتضی عزیزم.....

...روحشون شاد جزو بدترین مسائل هست سه هنرمند در عرصه های مخت...

هرکس بد من به خلق گوید!خب گفته که گفته، نوش جانمشاید که بدی ...

ﭼﺸﻢ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺗﻤﺎﺷﺎﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ...

عاشقانه های شبنم

﷽‌#مولای‌من🍂زمان زمان عجیبی ست، امتحان سخت استطی زمانه‌ی بی ...

بن بست شده آخرِ راهی که توییدیوار شده مرزِ نگاهی که توییمن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط