نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد تو را ، دلت را ،

نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد تو را ، دلت را ، صداقتت را با خودش یدک بکشد... که هروقت از سرِ بی حوصلگی ، از سرِ نبودنِ آرامشی، آمد و سراغت را گرفت ، حالت را پرسید ، دلت را قل قلک داد و باز رفت ، تو بمانی و دنیایی اشک... تو بمانی و چرا و اما و اگر ... آنکه میرود باید می رفته ... اصلا برایِ رفتن آمده بود ... تو هم برو ... تو هم خودت را از لحظه هایش که هیچ ، از فکرش هم بگیر
دیدگاه ها (۴)

تقدیم میکنم به ابجی گلم پریاجون که من روشرمنده خودش کردجادار...

سلام بیتاجون ابجی مهربونم باتموم وجودم دوست دارم تقدیم به تو...

✔سلامتیه همه خواهرا✔❤ولی داداش چیز دیگست❤✔خواهر داشته باشی ی...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی ک...

بقیشوقتی پشتش دیوار سفت اتاق اوبیتو را لمس کرد، انگشت هایش ی...

#P𝗔R𝗧 : 87#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰا...

سناریو ساسونارو# 🩸 **ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک** ☀️ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط