فیک کوچولوی من پارت اول
فیک کوچولوی من پارت اول
شوگا : امروز هم با صدای آلارم گوشیم بلند شدم و رفتم کارای لازم رو انجام دادم باید امروز میرفتم پرورشگاه فلش بک به ۲ روز پیش
آقای مین : پسرم باید با دختر آقای کیم ازدواج کنی و وارث برامون بیاری تا سلطنت مون ادامه داشته باشه
شوگا : من با اون هرزه هیچوقت ازدواج نمیکنم
آقای مین : پس میخای چیکار کنی هاا؟
شوگا: میرم پرورشگاه یه بچه میارم دیگه هم سر این موضوع نمیخام چیزی بشنوم من رفتم
آقای مین : باشه خدافظ
فلش بک پیش شوگولی
آماده شدم و رفتم پرورشگاه
فلش پیش ات ( چقد هم فلش بک داریم )😂
امروز صبح زود بیدار شدم من خار مادر .... هوفف ات آرام باش (بچها ات همچی میدونه حتا اون آره همون خواهرم 🫣🤭)
خانم کیم : .......
بچها ببخشید کم شد خسته بودم رفتم کوه (وحش تو کامنتا آزاده )🫣😶 برای جبران فردا ۲ تا پارت میزارم و قراره پارت های بعدی هیجان انگیز تر باشه لایک کامنت بازنشر یادت نره بیبی 💦🤭
شوگا : امروز هم با صدای آلارم گوشیم بلند شدم و رفتم کارای لازم رو انجام دادم باید امروز میرفتم پرورشگاه فلش بک به ۲ روز پیش
آقای مین : پسرم باید با دختر آقای کیم ازدواج کنی و وارث برامون بیاری تا سلطنت مون ادامه داشته باشه
شوگا : من با اون هرزه هیچوقت ازدواج نمیکنم
آقای مین : پس میخای چیکار کنی هاا؟
شوگا: میرم پرورشگاه یه بچه میارم دیگه هم سر این موضوع نمیخام چیزی بشنوم من رفتم
آقای مین : باشه خدافظ
فلش بک پیش شوگولی
آماده شدم و رفتم پرورشگاه
فلش پیش ات ( چقد هم فلش بک داریم )😂
امروز صبح زود بیدار شدم من خار مادر .... هوفف ات آرام باش (بچها ات همچی میدونه حتا اون آره همون خواهرم 🫣🤭)
خانم کیم : .......
بچها ببخشید کم شد خسته بودم رفتم کوه (وحش تو کامنتا آزاده )🫣😶 برای جبران فردا ۲ تا پارت میزارم و قراره پارت های بعدی هیجان انگیز تر باشه لایک کامنت بازنشر یادت نره بیبی 💦🤭
- ۱۶۰
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط