اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم

اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم


رسوای جهانم کرد این رنگ پریدنها...
دیدگاه ها (۴)

نمی دانم چرا دست از سر من بر نمی داری چرا اینگونه ای در خواب...

ما گنهکاریم، آری،جُرمِ ما هم عاشقی‌ستآری، امّا آنکه آدم هست ...

کجاست عشقکه درمانده‌ام به چاره ی دل ؟

از همانوقتی کهبه خواب هایم آمدیشبگرد شده ام

𔘓 ࣪˖:ای آفتاب تابان از نور آفتاب بسی دلنوازتر ای پاک تر از ب...

قرار بود این فن‌مید شاهکارو برای خودم نگه دارم اما چه میشه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط