‍ بُرد باد عوضی روسری از سر چه کنیم

‍ بُرد باد عوضی روسری از سر چه کنیم
حال با عربده ی اکبر و اصغر چه کنیم
گفتی: ای خواهر من روسریت را سرکن
خواهران ، محرمتانند برادر چه کنیم
حّد آزادی ما را تو معین کردی
آه با این قفس و رنج کبوتر چه کنیم
دین و ایمان تو سست است به اندازه ی کاه
تار مویی اگرت کرده مکدّر چه کنیم
آن جهان تو پُر از حوریِ عور است و پری
زن در این خاک به مویی شده کیفر چه کنیم
عالمی در صدد توسعه ی دانش و کشف
بحث گیسوست ولی معذل دیگر چه کنیم
زلف زن عامل بدبختی و بی بارانیست
سر خود را بتراشیم در آخر... چه کنیم
دیدگاه ها (۲۱)

از صوتِ چکاوکانِ خوشخوان بنویسماز ساحل و امواجِ خروشان بن...

‍ «خسته ام از بند و زندانی که نامش زندگیست»کاش در انظارِ م...

بیا با هم بریم جایی که دنج و با صفا باشددرون کلبه ...

باز هم شب شد و سر گردانیمخیره بر ماه و چه بی سامانیممیشد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط