اولین باربود ک ازسیگارمتنفرشدم

اولین باربود ک ازسیگارمتنفرشدم
وقتی لبانت بوی سیگارمیداد
ومن میدانستم ک توسیگارنمیکشی
شک کرده بودم کسی بین ماهست اماحالافهمیدم من بین دونفرم
دیدگاه ها (۱)

این جا زنی در آیینه ایستاده که از تمام این دنیا فقط لحظه ای ...

اين گلا واسه دوست خوبم آلپا

وسط دعوا یه جمله هست ک میتونه داستان رو عوض کنه...!! "حرف نز...

تمام زندگی ام را از حصار آغوشت جمع می کنم و خودم را به کوچه ...

رمان دخت من

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

پارت ۳۶جنگ بین دو خاندان خون‌آشام شروع شد.خیابان‌ها پر از آد...

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

فصل 1پارت 9برمیگردم خونه ولی ترس داشتم مامانم بفهمه با پسر ح...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

رمان عشق ممنوع

رمان دخت من

🔷نیویورک پست:▪️عمان پیشنهاد ایران برای دریافت هزینه خدماتی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط