کاش تو روم یه کم حس خجالت داشتی و

کاش تو روم یه کم حس خجالت داشتی و از اولش باهام صداقت داشتی چی شد تا حرف از صداقت شد یهو صدات قطع شد تو با من گرم بودی دستات چرا سرد شد — چند وقتیه که خداروشکر بهترم ولی بازم نمیشه از تو بگذرم هنوزم قفلم روت هرچند که حضورت همه جا فقط باعث افتم بود خدا میدونه که کجا ال
دیدگاه ها (۷)

پارت دوازدهم نامجون که دید دیگه تیر از چله رها شده و همه‌چی ...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

وقتی عضو هشتمی...¹از کلاس باله برگشتی..خیلی خسته بودی..خودتو...

پارت ۴۹

پارت ۵۲:خلوت دو نفره(یوجین)تقریبا نیمه شب بود و من دست به سی...

#تصور_کن #سناریو‌ ‌#جونگکوک ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ وقتی...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط