پارت

#پارت13
#دانشگاه دارک

رسیدیم
ویو ا.ت
رفتیم داخل لباسامو پوشیدم (گذاشتم)
اما نمیتونستم راه برم
و تهیونگ بهم
_گفت پوشیدی
گفتم
+ آره اما نمیتونم بیام
_چرا
+چون دم پری دریاییه
_بیام کمک
+اگه میشه و بی ضحمت آره
_ن بابا چه ضحمتی
تهیونگ امد و منو بقل کرد و گذاشت توی آب
خودشم لباساشو عوض کرد آمد
یه سرسره خیلی بزرگ داشت گفتم میشه بریم
+میشه بریم (اشاره کردی به سرسره)
_آره چرا که ن
اما دوتایی بود و تهیونگ نشست من جلوش (ازین حلقه ها هست میشینن توش از اونا بود)
اول خیلی خالت کشیدم بدش برام عادی شد

و کم کم داشت شب میشد لباسامو پوشیدیم و رفتیم خیابون تا دور بزنیم

داشتیم قدم میزدیم که یهو.....


مایل به پارت بعد؟
10کامنت 5 لایک
دیدگاه ها (۱۶)

#پارت 14#دانشگاه دارککه یهو دیدم داره بارون میاد+عرررررر(ذوق...

#پارت 15#دانشگاه دارکویو ا.تبیدار شدم دیدم تیهونگ بقل دستمه ...

#دانشگاه دارکپارت 12یهو دیدم ته آمد کنارم گفت:ساعت 6 هست بری...

بهم بگید زیر این پستم

پارت ۲۱ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط