و آخریــــــــــڹ حرف دل ......
و آخریــــــــــڹ حرف دل ......
برای او ڪه دیگر به فراموشے سپردمش....
نگاه میڪنم عڪست را......
و به خاطر مےآورم تــمام حرف هایت را.....
نگاهت را......
و حتـــــے چشمانت را
نمیدانم مڹ بـــــد بودم
زمانه بـــــد بود.........
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال.تــــــــــو.هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم.امـــــا..هـــــر ڪجا رفتے خدا پشت و پناهــــــــــت.یادت باشد.
مڹ تو را بخشیدم.
امـــــا دلـــــم را نمیدانم
برای او ڪه دیگر به فراموشے سپردمش....
نگاه میڪنم عڪست را......
و به خاطر مےآورم تــمام حرف هایت را.....
نگاهت را......
و حتـــــے چشمانت را
نمیدانم مڹ بـــــد بودم
زمانه بـــــد بود.........
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال.تــــــــــو.هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم.امـــــا..هـــــر ڪجا رفتے خدا پشت و پناهــــــــــت.یادت باشد.
مڹ تو را بخشیدم.
امـــــا دلـــــم را نمیدانم
- ۷۵۲
- ۰۴ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط