برای جونگ کوک غذا رو کشیدم شروع کرد به خوردن منم شروع کرد
برای جونگ کوک غذا رو کشیدم شروع کرد به خوردن منم شروع کردم .
کوک. هی ات
ات. چیه
کوک . برو مشروبم رو بیار میخوام با غذا بخورم
ات بدون هیچ حرفی رفت مشروب جونگ کوک رو آورد براشم لیوان آورد
ات رفت پیشه جونگ کوک مشروب رو داد ات بعد اینکه غذا رو خوردم . مشقاب رو بردم تو آشپزخونه جونگ کوک انقدر مست بود که غذاش رو نخورد نصفش رو خورد
بشقاب اونم بردم تو آشپزخونه
بشقاب رو ءذاشتم تو یخچال که هر وقت
جونگ کوک دوست داشت بخوره
انقدر مست بود که هی میخندید
تو آشپز خونه بودم که امدم بیرون دیدم
با مخ رفت تو دیوار.
ات. جونگ کوک
ات رفت پیش
کوک. هی ات
ات. چیه
کوک . برو مشروبم رو بیار میخوام با غذا بخورم
ات بدون هیچ حرفی رفت مشروب جونگ کوک رو آورد براشم لیوان آورد
ات رفت پیشه جونگ کوک مشروب رو داد ات بعد اینکه غذا رو خوردم . مشقاب رو بردم تو آشپزخونه جونگ کوک انقدر مست بود که غذاش رو نخورد نصفش رو خورد
بشقاب اونم بردم تو آشپزخونه
بشقاب رو ءذاشتم تو یخچال که هر وقت
جونگ کوک دوست داشت بخوره
انقدر مست بود که هی میخندید
تو آشپز خونه بودم که امدم بیرون دیدم
با مخ رفت تو دیوار.
ات. جونگ کوک
ات رفت پیش
- ۴۵.۹k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط