برای جونگ کوک غذا رو کشیدم شروع کرد به خوردن منم شروع کرد

برای جونگ کوک غذا رو کشیدم شروع کرد به خوردن منم شروع کردم .
کوک. هی ات
ات. چیه
کوک . برو مشروبم رو بیار میخوام با غذا بخورم
ات بدون هیچ حرفی رفت مشروب جونگ کوک رو آورد براشم لیوان آورد
ات رفت پیشه جونگ کوک مشروب رو داد ات بعد اینکه غذا رو خوردم . مشقاب رو بردم تو آشپزخونه جونگ کوک انقدر مست بود که غذاش رو نخورد نصفش رو خورد
بشقاب اونم بردم تو آشپزخونه
بشقاب رو ءذاشتم تو یخچال که هر وقت
جونگ کوک دوست داشت بخوره
انقدر مست بود که هی میخندید
تو آشپز خونه بودم که امدم بیرون دیدم
با مخ رفت تو دیوار.
ات. جونگ کوک
ات رفت پیش
دیدگاه ها (۰)

ات‌.دکوک چیکار میکنی با خودتجونگ کوک خندیده گفتکوک . سرم که ...

مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوکبعد ...

از شما خیلی ممنونم. عشق های من😘😘

عشق واقعی پارت ۸ ویو ات: تو تولدش بهش بگم....... وقتی خرید ک...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط