『روانی عاشق』
『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓
جیمین اومد عمارت ولی میا نبود...
*سلام میا کجاس
سوفیا: توی اتاق خوابیدن قربان
*اومم باش
میتونی بری فردا هم بهت مرخصی میدم این چند روز خسته شدی
سوفیا: چشم ممنون ارباب
*🙂
....
جیمین رفت توی اتاق و دید میا خیلی ناز و اروم خوابیده...
پتو رو روی میا کشید و موهاشو کنار زد..
..
جیمین لباسشو عوض کرد و کنار میا خوابید...
(ویو صبح)
نویسنده:جیمین از خواب بیدار شد و رفت تا یه دوش ده میلی بگیره...
میا از خواب بیدار شد که یهو جیمین از حموم اومد بیرون...
(منحرف نشیدد بالا تنش لختهه)
میا جیغ زد چشماشو گرفت
*چته
_ل..ل.. لخ. تی
*خوبه همه جامو دیدی
_خوب باشه دیده باشم
*(نیشخند زد )
...
جیمین دست میا رو کنار زد و لبشو گذاشت روی لب میا...
میا به سینه ی جیمین مشت زد جیمین از میا جدا شد...
_اه چته روانی
*(😏)
_چرا نیشت بازه
*چون دوست دارم
_مرتیکه
....
میا از اتاق رفت بیرون و جیمین لباسشو عوض کرد و از اتاق اومد بیرون...
.....
ادامه دارد...
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓
جیمین اومد عمارت ولی میا نبود...
*سلام میا کجاس
سوفیا: توی اتاق خوابیدن قربان
*اومم باش
میتونی بری فردا هم بهت مرخصی میدم این چند روز خسته شدی
سوفیا: چشم ممنون ارباب
*🙂
....
جیمین رفت توی اتاق و دید میا خیلی ناز و اروم خوابیده...
پتو رو روی میا کشید و موهاشو کنار زد..
..
جیمین لباسشو عوض کرد و کنار میا خوابید...
(ویو صبح)
نویسنده:جیمین از خواب بیدار شد و رفت تا یه دوش ده میلی بگیره...
میا از خواب بیدار شد که یهو جیمین از حموم اومد بیرون...
(منحرف نشیدد بالا تنش لختهه)
میا جیغ زد چشماشو گرفت
*چته
_ل..ل.. لخ. تی
*خوبه همه جامو دیدی
_خوب باشه دیده باشم
*(نیشخند زد )
...
جیمین دست میا رو کنار زد و لبشو گذاشت روی لب میا...
میا به سینه ی جیمین مشت زد جیمین از میا جدا شد...
_اه چته روانی
*(😏)
_چرا نیشت بازه
*چون دوست دارم
_مرتیکه
....
میا از اتاق رفت بیرون و جیمین لباسشو عوض کرد و از اتاق اومد بیرون...
.....
ادامه دارد...
- ۸۲۰
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط