دختری پشت یه هزارتومانی نوشته بود:
پدرمعتادم برای همین پو

دختری پشت یه هزارتومانی نوشته بود:
پدرمعتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرابه دست صاحب خانه مان سپرد!
خدایا چقدرمیگیری؟
که بگذاری شب اول قبر،قبل ازاینکه توازم سؤال کنی،من ازت بپرسم که چرا.....؟
دیدگاه ها (۵)

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — وارث مافیا*مقدمه:بارون نم‌نم می‌بارید.یه رو...

......پارت چهاردهم.....

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت نــهــم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره...

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

چندپارتی تهیونگ

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

My professor Chapter:2Part:75جونگ‌کوک:اونوقت تو به جای اینکه...

پیوند خون و اختیارپارت ۸ | انتخابی میان خون و حقیقتصبح زود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط