به گمانم تواگربودی

به گمانم تواگربودی
واین فاصله هاکمتربود
آسمان آبی تر
حال من بهتربود
روزگاراست دگر
نه به صبحش امید
نه دل شب زده اش آرام است
آنچه هست:تلخی ودلواپسی واندکی از
ذوق نوشتن که درونم مانده
روزگارم بی تو
شده چون یک شب یلدای بلند
دلخوشم کن وبیا
وبرایم توبخند.
دیدگاه ها (۲)

ای دوست مرا به حال خود باز گذاربا خلوت من تو را چکار است،چکا...

به" وفا دآری" سخت پایبندم...غیر از" او" به کسی فکر نمی کنمحر...

دلتنگی رامیشود دست به دست کردرساندبه دست صاحبشطوری که زبانم ...

لبخند که میزنی یوسفی می شوم که بی هیچ برادری در چال گونه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط