درکنج لبت ظرف عسل بود و ندیدم
درکنج لبت ظرف عسل بود و ندیدم
چشمان تو تاراج غزل بود و ندیدم
فریاد شدی ، شعر شدم ، حادثه رخ داد
اغوش تو میدان عمل بود و ندیدم
چشمان تو تاراج غزل بود و ندیدم
فریاد شدی ، شعر شدم ، حادثه رخ داد
اغوش تو میدان عمل بود و ندیدم
- ۱.۵k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط