گرنگهدار من انست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می

گرنگهدار من انست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می داردم
دیدگاه ها (۱)

جور دیگربایددید چشم ها را باید شست

اینم نمایی از شهر محل تولد من

تفریح با چای آتشی چه دل چسبه

واقعا که یعنی بعضی ها گاری هم نباید دست شون داد

این جاست که باید این شعر معروف رو زمزمه کرد که میگه : گر نگه...

قلب شیشه ای کنار یه سنگ .....قشنگ نیست.....

رهبر شهید رفت، اما ردپایش بر سنگ‌فرش‌های تاریخ ماند. پا نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط