آرام باش عزیز من.. آرام...

آرام باش عزیز من.. آرام...
حکایت دریاست زندگی..
گاهی درخشش آفتاب.. برق و بوی نمک..ترشح شادمانی..
گاهی هم فرو میرویم..چشم هایمان رامیبندیم..همه چی تاریکی است..

ارام باش عزیز من..
آرام باش..
دوباره سر از آب بیرون می آوریم و تلالو آفتاب را می بینیم..
زیر بوته ای از برف که ایندفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود...


_شمس لنگرودی..
دیدگاه ها (۱)

آرام باش عزیز‌ من! آرام باش. دوباره سر از آب بیرون می‌آوریمو...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

آرام باش عزیز من آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتابب...

آرام باش عزیز من،آرام باش حکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

آرام باش عزیز من...آرام باش...حکایت دریاست زندگی...گاهی درخش...

آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آ...

آرام باش عزیز من آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتابب...

شمس لنگرودىآرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زندگی،گاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط