‌‌

‌‌
على بن مهزيار اهوازى، نوزده سفر را به شوق روى تو، عزم حج كرد و تو را نديد!... و مطمئنم اگر نمى خواستى، او را مهمان خيمه ى سبزت در سفر بعدى اش نمى كردى!...‌
‌‌
آقاى من!... ما، نه عزم پسر مهزيار را داريم و نه توان بيست سفرِ خانه ى خدا را!... ما تو را دوست داريم و از اين دوست داشتن و دعا كردن براى ظهورت، معرفت و محبتت را مى خواهيم!...‌‌
خودت فرمودى اگر شما به وظايف تان عمل كنيد، خودمان به ديدارتان مى آئيم! پس بيا! مى دانم خانه ى دلم غبارآلوده ست و چشمانم مهمان ناخوانده زياد دارد!... اما تو قدم به چشم من نِه!... قابل بدان مرا!...‌‌
سلام!... صبحت به سلامت!... ‌
‌‌
دیدگاه ها (۱۲)

از همه سادات معذرت میخوام بابت سوز شعر اشک از دیدهء خونبار ب...

همه می‌دانند ؛ که " مهدیه " اسم مکان است ، و " فاطمیه " اسم ...

صدای تختــه و میــخاز بیــت علی بـه گوش می رسدو بزدلان که بع...

اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها 1- خلیفه اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط